بصير احمد دولت آبادى

518

شناسنامه افغانستان ( فارسى )

خود عمل كرديم و اين سنت تاريخ را رعايت نموديم . با ايشان دست داديم ، ولى ايشان وقتى كه چاريكار آمدند قوماندانها جمع شدند و آقاى مسعود به عنوان رئيس شوراى جهادى تعيين شد . آقاى محقق از حزب وحدت به عنوان معاون و جنرال عبد الرشيد دوستم به حيث رئيس نظامى اين شورا كه بيايند و حكومت را بگيرند . آقاى مسعود در اينجا فقط اين شورا را اسما اعلام كرد و رياست خودش را ديگر هيچ عمل نكرد . . . تمام هم‌وغم آقاى مسعود اين بود كه سلاحى كه در كابل است در دست مردم هزاره نيفتد كه فردا براى ما دردسر ايجاد نكنند . توافقنامه را هم نقض كرد ؛ از پيشاور دعوت كرد كه بيايند و حكومت را تحويل بگيرند . . . . بعد چهار تا جنگ كه در اينجا پيش آمد . . . و شما سلاح‌به‌دوشان هم مىدانيد كه اگر دست آقاى مسعود را در شصت درصد اين جنگها كه سر ما تحميل شد اثبات نكنيم ، چهل درصدش را سند واضح داريم . . . » « 1 » حقيقت اين بود كه آقاى مسعود ( به قول آقاى مجددى ) بعد از كسب وزارت دفاع به‌كلى عوض شد ، يعنى تبليغات غرب و ديگران را كه به او لقب شير پنجشير داده بودند ، باور كرده بود و فكر مىكرد كه مىتواند قدرت را به تنهايى حفظ كند . امّا آقاى حكمتيار رقيب ديرينهء آقاى مسعود تهديد كرد كه هرگاه خواسته‌هايش برآورده نشود به كابل حمله خواهد كرد . لذا يك هفته از قدرت‌گيرى آقاى مجددى نگذشته بود كه موشك‌باران كابل شروع شد و مردم كابل كه هنوز در انتظار شادى و استقبال از پيروزى مجاهدين بودند ، يكباره جامهء غم پوشيدند و اندوهى

--> ( 1 ) . احياى هويت ، صص 56 - 53 .